الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

64

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

مكه نازل شده و سپس در مدينه آنها را مورد خطاب قرار داده و اوصاف آنها را بيان كرده و بعضى از رفتارهاى آنها را مورد مذمت و ملامت قرار داده است ؛ دقت كرد و شدت و ضعف نواهى صادر شده به آنها را بررسى كرد و اگر كسى در اين آيات و بيانات قرآنى دقت كند ؛ به صحت و درستى آنچه كه ما ذكر كرديم ؛ پى مىبرد . تاريخ هم تمام اين مطالب را به تفصيل ذكر مىكند ، ولى ما بسيارى از آنها را نياورديم ؛ چون آيات قرآنى به صورت مجمل و كوتاه به اين مطالب پرداخته است . كوتاه‌ترين و رساترين كلمه‌اى كه مىتواند اوضاع و احوال قبل از اسلام را به درستى نشان دهد ، همان تعبير « عهد جاهليت » است كه قرآن به كار برده است و تمام تفصيل را در يك كلام مجمل بيان نموده است . ( 1 ) امّا قرآن به طور مجمل اوضاع و احوال كشورها و مناطق اطراف شبه جزيره را هم بازگو مىكند . اهل كتاب كه شامل يهود و نصارى و مجوس و صابئين مىشدند ؛ جوامع آنها با حال و هواى استبدادى و زورگويىهاى فردى از سوى پادشاهان و رؤسا و حكّام و عمال اداره مىشد و اين جوامع به دو طبقه تقسيم مىشدند : طبقهء حاكم كه همه كاره بودند و با جان و مال و ناموس مردم بازى مىكردند و طبقهء محكوم كه خوار و ذليل و زيردست بودند و هيچ امنيت مالى و جانى و ناموسى نداشتند و صاحب هيچ گونه آزادى و اراده‌اى جز در محدودهء خواسته‌هاى طبقهء حاكم نبودند . ( 2 ) در اين ميان طبقهء حاكم ، علماى دين و حاملان شرع را هم به خود نزديك كرده و با هم ائتلاف كرده بودند و افكار و انديشه‌هاى مردم را مسخّر خويش ساخته بودند و در حقيقت زورمداران و حاكمان هم دنيا و هم دين مردم را در اختيار خويش داشتند و بر دين مردم هرطور كه مىخواستند با زبان و قلم علما ، حكومت مىكردند و بر دنياى مردم با شلاق و شمشير حكمرانى مىكردند . ( 3 ) همچنين طبقهء محكوم بر حسب قدرت و ثروتى كه داشتند به دو طبقهء ثروتمندان مترف و فقراى ضعيف و عاجز و عبيد تقسيم مىشدند و به عبارتى به شوهرانى كه آقا و همه كاره بودند و همسران و فرزندانى كه مطيع و هيچ كاره و يا به مردانى كه صاحب اختيار و اراده در تمام شئون زندگى بودند و زنانى كه از تمام حقوق و آزادىها و محروم بوده و تابع مطلق مردان و خادم به تمام معناى آنها ، بدون داشتن كوچك‌ترين آزادى و اراده بودند ؛ تقسيم مىشد .